الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

114

منطق مقارن (فارسى)

استفاده نمود . مانند : هنگامى كه شيئى انسان باشد حيوان هم هست " در صورتى كه مراد اين باشد كه قضيه را بطور اهمال و بدون يقين كميت افراد بيان كنند . « 1 » سوم - مخفى نماند كه دو طرف قضيه شرطيه در اصل دو قضيه مستقل - دو شرطيه يا دو حمليه يا يكى حمليه و ديگرى شرطيه - بوده‌اند كه بوسيله ادات شرط از استقلال و تماميت افتاده و يكى شده‌اند . ابن سينا در قصيده خود گويد : فبالرباط صار و قولا واحد * قولان قد توحد افصاعدا يعنى عامل ربط و پيوند - ادات شرط - موجب مىشود كه دو قول يا بيشتر ، يكى شده و مجموعا يك قضيه را تشكيل دهند " . در مثال هرگاه خورشيد برآمده باشد روز موجود است ، دو طرف آن يعنى " خورشيد برآمده است " و " روز موجود است " هر يك قضيه‌اى مستقل مىباشند كه كلمه " هرگاه " آنها را از تماميت و استقلال انداخته است . و همچنين است قضيه " اگر هرگاه خورشيد برآمده باشد روز است پس هرگاه روز نباشد خورشيد بر نيامده است " الا اينكه هر يك از دو طرف آن خود يك قضيه شرطيه است ، به عكس مثال قبلى كه هر دوى آنها " حمليه " بودند . " تقسيم به اعتبار نسبت " نسبت محمول به موضوع يا تالى به مقدم در واقع داراى كيفيتى خاص است . مثلا در قضيه " زيد نويسنده است " نسبت نويسنده بودن به زيد در واقع داراى كيفيتى - ضرورت يا امكان يا غيره - خواهد بود . به اين معنى

--> ( 1 ) - از آنچه گفتيم معلوم مىشود كه قضاياى طبيعيه در شرطيات ، نيز به گونه ديگر قضايا معقول و متصور مىباشد . اما جماعتى و از جمله مولى عبد إله آن را قبول ندارند . به ص 218 مقصود الطالب مراجعه شود .